اندك اندك جمع مستان مي رسند
بت پرستان شب پرستان مي رسند
در لباس زهد و تقوا و ريا
كافران بين چون مسلمان مي رسند
رانت خواران خدا نشناس هم
بي خجالت جمع ياران مي رسند
دزدهاي مال بيت المال هم
يك شبه بر بام انسان مي رسند
گلپري هاي زمان هم بي هدف
ناگهان در كيش رندان مي رسند
كشوري كه صيغه در آن شد حرام
بس زناكاران به ايوان مي رسند
قرض دادن بد ، ريا عين حلال
فحش و غيبت پاي ايمان مي رسند
وقتي هيچ چيزي سر جايش نبود
هركسي را علم همسان مي رسند
چون ربا خوران بيني در نماز
چون زناكاران به عرفان مي رسند
راويان جنگ ناكرده عجب
بر سر اين سفره و خوان مي رسند
نان به نرخ روز خوار نانجيب
يك شبه بر ميز يزدان مي رسند
عالمان ناب ايران سر به زير
جاهلان بر كرسي ونان مي رسند
شاعران دزد و دزد شعر هم
يك شبه بر نشر ديوان مي رسند
شاعران واقعي و نامدار
در پي يك لقمه تا جان مي رسند
دكتراي طب مهندس مي شوند
سازه ها را در پي آن مي رسند
واعظ و ملاي به جاي وعظ و بحث
تا مدير عامل كان مي رسند
در جنوب شهر همه بي بيمه اند
كي ؟ چگونه تا به درمان مي رسند
در كوير ، آن مردمان مرز دار
هم به جاي نان به طوفان مي رسند
جنگ را با نام خود تز مي دهند
بز دلان خود جاي شيران مي رسند
هم سهام عدل حرف مفت بود
هم به نام عدل بر نان مي رسند
(عدل جان من منادي حق است
عدليان بر كوس منان مي رسند
عدل با آن حيدر كرّار مرد
لاف بيداد از پي آن مي رسند)
هيچ كس در حرفه خود نيست نيست
تازه واردها به دوران مي رسند
خر ببيني در رياست مفتخر
شيرها در كار خر خان مي رسند
بار الها رحم كن ما را ببخش
در حساب ما چه آسان مي رسند
شكر ايزد را كه در يوم حساب
خوب حساب زورگيران مي رسند
ما كه هر جوري بيايد سرخوشيم
خوش به آناني كه سامان مي رسند

